محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

103

خلاصة الحكمة ( فارسى )

[ استدلال بر كيفيت شمّ ] : و اختلاف است در كيفيت ادراك شم ، بعضى بر آن اند كه اجزاء لطيفهء بخاريه [ اى ] از شىء صاحب رايحه جدا شده مخلوط به هوا گشته [ و ] بدان مىرسد . و بعضى گفته‌اند كه هوا [ ئى كه ] متكيف به كيفيت رايحهء آن گشته ، بدون مخالطهء چيزى از اجزاء آن ، بدان مىرسد . و فى الحقيقة ، هر دو درست است ؛ [ زيرا ] اشياء سخيفهء متخلخل الجرمِ با رايحه ، مانند اكثر رياحين و شكوفه‌ها و گل ها و ثمرها به طرز اوّل است . و اشياء غير متخلخل سخيف الجرم ، مانند بعض احجارِ صاحب بو ، مانند حجر فادزهر معدنى ، به نحو ثانى . و اشياء متوسّطهء ميان هر دو ، به هر دو نحو . [ قوّهء ذوق ] : چهارم از آن پنج حسّ ظاهر ، قوّه ذوق است . و موضع آن ، عصبى است كه در جرم زبان مفروش است و آن را اتّصال به مقدّم دماغ - موضع حسّ مشترك - است . [ استدلال بر كيفيت ذوق ] : و از شأن آن ، ادراك طعوم است به واسطهء رطوبت لعابى كه پراكنده در لحم رخوِ غددى « 1 » كه در بيخ زبان است و آن را « مولد اللعاب » نامند . و آن ادراك ، يا به اختلاطِ « 2 » اجزاء صاحب طعم است و غوص آن در بيخ زبان در آن عصب و رسانيدن آن را به حس مشترك . و يا به متكيف شدن آن رطوبت به طعم آن به سبب مجاورت بدان ؛ بدون

--> ( 1 ) . الف : غذوى . ( 2 ) . الف : اخلاط .